مشروح قسمت اول گفتوگوی رئیسجمهور با خبرگزاریها در آستانه آغاز سال سوم ریاستجمهوری به شرح زیر است:
آقای دکتر، خیلی ممنونم از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید. اکنون در آغاز سومین سال ریاستجمهوری شما هستیم؛ اگر بخواهید این دو سال را توصیف کنید، چه تعبیری از آن خواهید داشت؟
کشور علیرغم نقشه و طراحی دشمنان، با قدرت اداره شده است
بسمالله الرحمن الرحیم. دو سال که گذشت دیگر؛ آنچه عیان است، چه حاجت به بیان است. از همان روز اولی که خواستیم مسئولیت را بر عهده بگیریم، مهمان عزیزمان، اسماعیل هنیه را شبانه شهید کردند. پس از آن نیز مشکلاتی وجود داشت که همچنان ادامه پیدا کرد؛ ناترازیهایی که داشتیم و نگرانی از اینکه ممکن است در زمستان برق و گاز نداشته باشیم و مردم با مشکل مواجه شوند. وضعیت آب نیز نامناسب بود که البته سال بعد بدتر هم شد. خشکسالیای که در سال ۱۴۰۴ وجود داشت، در ۵۰ سال گذشته بیسابقه بود و واقعاً شرایط بسیار سختی را ایجاد کرد.
در نهایت، بحث اسنپبک را به راه انداختند، جنگ ۱۲روزه را آغاز کردند و اتفاقاتی که در ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد، بر مشکلات افزود. نقشههایی کشیده بودند و تصور میکردند میتوانند ایران را مانند سوریه، مثلاً ظرف ۴۸ ساعت، تصرف کنند. جنگ رمضان و شهادت بزرگان و عزیزانی که از دست دادیم نیز بسیار دردناک و سخت بود.
با وجود همه این سختیها و مشکلات، دولت، مدیران، استانداران، فرمانداران، بخشداران، کارمندان، مردم و نیروهای مسلح، کشور را تا اینجا رساندند؛ بهگونهای که امروز از ایران بهعنوان کشوری قدرتمند و با عزت بسیار بالا نام میبرند. این کار سادهای نبود.
در میان همه این مشکلات، دولت تا جایی که از دستش برآمده و توانسته است، تلاش کرده مردم آن احساسی را که طراحان این جنگها و نقشهها بهدنبال ایجاد آن بودند تا فروپاشی اجتماعی ایجاد کنند، تجربه نکنند. آنان میخواستند جامعه ما را به هم بریزند، اما این اتفاق رخ نداد و کشور تا امروز با قدرت اداره شده است.
آقای رئیسجمهور، یکی از واژههای پرتکرار در دوران ریاستجمهوری شما، واژه «مردم» بوده است. این سؤال وجود دارد که منظور شما کدام مردم است؟ مردمی که اصلاً رأی ندادند، مردمی که در دیماه اعتراض کردند یا مردمی که این ۱۵۰ روز در خیابان بودند؟ آیا میان مردم تفکیکی قائل میشوید یا منظورتان از مردم، همان ۹۵ میلیون ایرانی است؟
اگر تا امروز ماندهایم، بهخاطر مردم نجیب ایران بوده است
خیلی روشن است. اگر به قرآن و باورهای دینیمان نگاه کنید، خداوند به حضرت داوود میفرماید: «یا داوود انا جعلناک خلیفة فی الارض فاحکم بین الناس بالحق ولا تتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله». یعنی ما تو را خلیفه قرار دادیم تا بین مردم، یعنی همه مردم، به حق حکم کنی و تابع هوای نفس نباشی. قرآن پر از این آیات است. تابع هوای نفس بودن یعنی اینکه گروه، جناح و دسته خودت را در نظر بگیری؛ در حالی که باید با مردم بهدرستی رفتار کرد.
حضرت علی(ع) نیز در دستور خود به مالک اشتر میفرمایند: «واشعر قلبک الرحمة للرعیة والمحبة لهم واللطف بهم»؛ یعنی قلبت را از محبت، رحمت و لطف نسبت به مردم مالامال کن. بعد میفرمایند: «فانهم صنفان، اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق»؛ مردم دو دستهاند: یا از نظر اعتقادی با تو یکی هستند یا در خلقت با تو برابرند.
ممکن است دچار لغزش شوند و عمدا یا به خطا اشتباه کنند. تو بهعنوان حاکم از آنان بگذر و با مهربانی با آنها برخورد کن. این امتحان سختی است که خداوند از تو میگیرد. بعد هم میفرمایند: «ولا تنصبن نفسک لحرب الله»؛ خودت را در مقابل خدا قرار نده. یعنی اگر ما با مردم با مهربانی، عطوفت و بهصورت خدمتگزارانه برخورد نکنیم، در حال جنگ با خدا هستیم.
منظور از مردم، همه کسانی هستند که در این مملکت زندگی میکنند؛ مستقل از عقیده، باور، نگاه، جنسیت و قومیتشان. حاکمیت وظیفه دارد بر اساس عدالت با آنان برخورد و بهحق با آنها رفتار کند. متأسفانه ما در این زمینه مشکلات زیادی داریم و برای اینکه بتوانیم این روند را اصلاح کنیم، به فرصت نیاز داریم.
در این مدت، تمام تلاش این بوده است که ما را از هم بپاشند. اگر تا امروز ماندهایم، بهخاطر مردم نجیب ایران بوده است که ما را نگه داشتهاند؛ نهفقط آنهایی که در خیابان بودند، بلکه آنهایی که در دلشان عقدهها و گلایههایی داشتند، اما بهخاطر ایران به خیابان نیامدند و مشکلی ایجاد نکردند؛ نهتنها مشکل ایجاد نکردند، بلکه همراهی، همدلی و همصدایی کردند.
دولت خود را خدمتگزار و منتدار مردم میداند
تنها کسانی که در خیابان بودند، ایران ما را نگه نداشتند؛ همه مردمی که این سختیها را میبینند و تحمل میکنند، برای ایران و کشورشان این کار را انجام میدهند. ما خود را خدمتگزار و منتدار این مردم میدانیم و از خدا میخواهیم کمک کند تا شرمنده آنان نشویم.
به هر حال، اوضاعی که اکنون با آن مواجهیم، سختترین شرایط ممکن در طول تاریخ پس از انقلاب بوده است. تحریمها وجود داشت و شدیدتر شد. پس از آن، بانکها و روند مالی ما را نیز تحریم کردند. به این قناعت نکردند و جنگ به راه انداختند. باز هم به این قناعت نکردند و ما را محاصره کردند. یعنی در بدترین شرایط ممکن میخواهند ما را زمینگیر کنند.
اما وقتی با مردم باشیم، هیچ قدرتی نمیتواند ما را زمینگیر کند؛ بهشرط آنکه این را از ته دل بپذیریم و باور کنیم. اکنون تمام نقشههایی که آنها میکشند و فشارهایی که وارد میکنند، برای این است که مردم را ناراضی و بهاصطلاح به اعتراض وادار کنند. اما این مردم نجیباند؛ برای ایران، کشور و آینده کشورشان ایستادهاند و خواهیم ایستاد. ما نیز به این مردم عزیز قول میدهیم تا جان در بدن داریم و نفس میکشیم، با تمام وجود به آنان خدمت کنیم.
آقای رئیسجمهور، بر اساس گفتمان وفاق، دو برداشت در جامعه شکل گرفت: یکی اینکه آیا دولت، شرکت سهامی است که از هر جریان و جناحی سهمی در آن در نظر گرفته شود؛ یا اینکه منظور از وفاق، توافق و تفاهم با نیروهای مختلف و همه مردم برای حل مشکلات کشور است؟ از دیدگاه شما، وفاق به معنای دولت سهامی است یا توافق و تفاهم برای حل مشکلات؟
از نظر اعتقادی خداوند میفرماید: «إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَیٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ ۚ». اینکه یکی زن است و دیگری مرد، یکی کُرد است و دیگری عرب، عجم، ترک یا بلوچ؛ یکی سیاه است، یکی سفید و دیگری زرد، هیچکدام نشانه برتری نیست. نشانه برتری، تقواست.
میدانید تقوا یعنی چه؟ آنچه من از تقوا میفهمم، حرکت بدون خطاست. من پزشک، اگر بیمار را درست، بدون عارضه و با کیفیت خوب عمل کنم، متقی هستم. ممکن است پزشکی نماز بخواند، نماز شب بخواند و همه آن چارچوبهایی را که میگویند رعایت کند و ظاهرش نیز خیلی حزباللهی باشد؛ اما وقتی بیمار را عمل میکند، بیمار با عارضه از اتاق عمل بیرون بیاید یا با مشکلی مواجه شود. در مقابل، ممکن است فردی به باورهای من معتقد نباشد، اما بیمار را درست عمل کند. آن فرد از منی که ادعا دارم، متقیتر است.
اگر با این نگاه به جامعه نگاه کنیم، ملاک همکاری با افراد و کار کردن با یکدیگر، عملکرد بدون خطاست؛ چه در اقتصاد، چه در صنعت، کشاورزی، هنر، مدیریت و هر حوزه دیگری. اگر بر این مبنا با انسانها برخورد کنیم، دیگر اینگونه نخواهد بود که چون من وابسته به فلان دسته و گروه هستم، پس برترم. آن کسی که توانمندتر و کمخطاتر است، حتی اگر در باور و ذهنیتش ما را قبول نداشته باشد، حق با اوست. «ان اکرمکم عند الله اتقاکم»؛ یعنی کسی که باتقواتر، عالمتر و توانمندتر است.
من بارها این موضوع را درباره قرآن گفتهام. خیلیها قرآن میخوانند. سوره الرحمن را میدانید؛ وقتی در مجالس شرکت میکنیم، در پایان سوره الرحمن را میخوانند. روزی وقتی این سوره را میخواندم، یک جهانبینی را مطرح میکند: «الرحمن، علم القرآن، خلق الانسان، علمه البیان، الشمس والقمر بحسبان، والنجم والشجر یسجدان، والسماء رفعها و وضع المیزان». وقتی این جهانبینی را مطرح میکند، بعد میفرماید: «الا تطغوا فی المیزان، واقیموا الوزن بالقسط ولا تخسروا المیزان»؛ یعنی وزنها را بر اساس عدالت قرار دهید، کم و زیادش نکنید.
یک جهانبینی را بیان میکند و بعد میگوید این کار را نکنید. ما همین آیات را برای مردهها میخوانیم. اگر به همین آیات عمل کنیم، پست را به آدم ناتوان نمیدهیم، عدهای آدم بیسواد را بر آدمهای باسواد حاکم نمیکنیم و مدیریت را به کسانی که وزنشان کمتر است، نمیسپاریم؛ زیرا میگوید تمام دنیا حسابوکتاب دارد. پس تو چرا این کار را میکنی؟
ما در حال انجام همین کارها هستیم. اگر همین آیاتی را که برای مردهها میخوانیم، در عمل و اجرا به کار میبستیم، مشکلی نداشتیم. همه باید حضور داشته باشند؛ اما بر اساس لیاقت، توانمندی و عرضهشان، نه بر اساس حزب، جناح، دسته و نگرششان. این همان چیزی است که باید به آن توجه کنیم.
نویسنده:
منبع: ایرنا
