مشابه چنین نقلی از قول زندهیاد آقای لاریجانی هم داریم که از کسینجر مذاکرۀکنندۀ ارشد سیاسی آمریکا، پرسیده اصلاً شما با ایران چکار دارید و او پاسخ داده است: ما نمیتوانیم از کشوری با چند هزار سال تاریخ و تمدن صرفنظر کنیم.
زمانیکه دشمن تمدنستیز ایران سخن از عصر حجر و بازگرداندن ایرانیان به آن عصر گفت، کسی از چپ و راست و میانه نبود که به او تودهنی نزده باشد.
از مهمترین ویژگیهای ایرانیان آن است که نهایتاً به شیوهای مدنی از جایگاه ایران دفاع میکنند؛ حتی در جایی که پذیرش آن برای اهل قدرت آسان نباشد.
امسال نخستین سال است که در تقویم مناسبتهای ملی، روز پرچم در نظر گرفته شده و بایستی آن را به فال نیک گرفت. ازسویدیگر، امسال هم نخستین سال است که گروهی از مومنان امت، پرچم ایران به دست و گاهی همراه با پرچمهای حزبالله (نه لبنان)، عراق، فلسطین در خیابانها و میدانها تا پاسی از شب حضور مییابند.
افزونبر نمونهٔ نسبتاً کاملی از درفشی (متعلق به حدود پنجهزار سال پیش) که از کاوشهای شهداد در استان کرمان به دست آمده است و امروزه در موزهٔ ملی ایران نگهداری میشود، شواهدی تصویری و متنی از پرچمهای ایرانی طی دورههای تاریخی ایلام، ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی در دست است؛ که نشاندهندهٔ اهمیت پرچم در ایران است. باهمهٔاینها، مشهورترین پرچم در ایران که سابقهٔ اسطورهای و موجودیتی تاریخی داشت، درفش کاویان بود. منابع تاریخی تصریح کردهاند که این درفش تا پایان روزگار ساسانیان وجود داشته و هر شاهی که بر تخت سلطنت جلوس میکرده، گوهری بر آن میافزوده است. این شاهد تاریخی، افزون بر گواهی روشن از دیرینگی پرچم، بهمثابهٔ نشانهای از هویت سرزمینی و تاریخی مستمر، نشانهای استوار از ستمستیزی ایرانیان در طول تاریخ و پاسداشت این خصیصه بوده است.
در دورۀ معاصر، از جنبش مشروطیت پرچم ایران رسمیت یافت و دانشآموزان و مجلسیان و دولتیان و روحانیان زیر این پرچم عکس گرفتند. در سریال «هزاردستان» آقای علی حاتمی، نمونهای روشن از پرچم سه رنگ ایران بر فراز صحنه به چشم میخورد و همزمان با آن سرود و موسیقیهای متناسب اجرا میشود.
در سالهای تجاوز رژیم بعثی به ایران، چندان شاهد حضور پرچم ایران در اجتماعات نبودیم. حوزۀ فرهنگی به مناسبت ۲۰سالگی انقلاب تعداد نسبتاً فراوانی آینه به پدیدآورندگان و هنرمندان رشتههای گوناگون اهدا شد که بر بالای آن پرچم ایران بهزیبایی حک شده بود. هنرمند طراح این اثر آقای بابک گِرمچی بود که با مس و مینا و چوب و شیشه چنین کار ماندگاری را فراهم آورد و هنوز زینتبخش محافل و خانهها و دفاتر اهل فرهنگ است. پسازآن، در دبیرخانۀ شورای فرهنگ عمومی چنین بحثی مطرح شد که در نشریۀ ویژۀ این نهاد آثاری از این دوره وجود دارد و نوشتههایی احتمالاً از آقای عبدالرسول خیراندیش، مدیر پیشین گروه تاریخ دانشگاه شیراز و سردبیر مجلۀ کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، دیده میشود.
در شهریور ۱۳۸۷ طرح پرچم، سند هویت ملی ازسوی کمیسیون فرهنگی ـ اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران ارائه شد؛ که جز اعضای آن کمیسیون، آقای حسن بَیادی، نائبرئیس شورای شهر دورۀ سوم، آن را امضا کرد و به تصویب صحن علنی رسید. اکنون که در آستانۀ اولین روز ملی پرچم قرار داریم، خالی از لطف نیست که به آن مصوبه نظری بیفکنیم و به یاد داشته باشیم که چگونه ایرانیان بهانههای مختلف را از مسئولین و دستگاههای رسمی میگیرند و ارادۀ خود را پیش میبرند. در مقدمۀ آن سند که در کتاب الگوی فرهنگی ـ اجتماعی شهر، نوشتۀ زندهیاد آقای محسن رضایی و خانم فرشته اسدی، آمده و با توجه به جایگاه هویتساز و کارکردهای فرهنگی ویژه پرچم جمهوری اسلامی ایران و بهمنظور احترام به جایگاه آن و نیز بهرهبرداری بهینه از پرچم، شهرداری موظف است آییننامهها و دستورالعملهای اجرایی را تهیه نماید.
در یکی از بندهای آن مصوبه تاکید شده است پرچم کشور باید در محل و جایگاه مناسب نصب و برافراشته گردد؛ در مناطقی همچون تپههای عباسآباد، برج میلاد، برج آزادی و شهر آفتاب. در همان زمان، در تپههای عباسآباد با حضور شهردار و رئیسجمهور وقت آقایان قالیباف و احمدینژاد این کار انجام پذیرفت و در بلندترین نقطۀ آنجا پرچمی با ارتفاع ۱۵۰ متر به اهتزاز درآمد و متاسفانه ادامه نیافت.
از مهمترین بندهای مصوبه این است که پرچم جمهوری اسلامی همواره بالاتر و در موقعیت برتر از سایر پرچمها قرار گیرد. همچنین تاکید شده است که زمان مناسب برای برافراشتن پرچم در طول سال در نظر گرفته شود و همزمان با آن سرود جمهوری اسلامی و سایر سرودهای ملی اجرا گردد. و بالاخره این مصوبه به فرهنگسازی و استفاده از پرچم در روزهای ملی و در مناسبتهای گوناگون در کوچهها و خیابانها، محل کار و منازل، در پهنههای اصلی و مرکزی شهر تاکید میکند. در همان ایام آقای امیر خوراکیان، مدیر وقت سازمان فرهنگی ـ هنری شهرداری تهران، از شورای فرهنگ عمومی، نامگذاری روز پرچم در تقویم ملی را تقاضا میکند. در دولت آقای روحانی نیز وزیر دفاع، آقای سرتیپ امیر حاتمی، چنین تقاضایی را تکرار و رئیسجمهور نامه را به وزارتخانههای ارشاد و آموزشوپرورش میفرستد و البته هیچکدام آنها به جایی نمیرسد و به مدت دو دهه این رفتوآمد نامهها و درخواستها با مخالفت روبهرو میشود یا مسکوت میماند.
حمله ناجوانمردانۀ صهیونیستها و آمریکاییها در خرداد ۱۴۰۴ به ایران و جنگ ۱۲روزه، مسئولین را هم به این نتیجه میرساند که ایران فرهنگ و تمدن هزارانساله دارد و همان است که موجب ایستادگی مردمی شده و نمادهای آن بسیار مهم است و بالاخره با نامۀ استادان بسیجی دانشگاهها در مرداد سال گذشته، مصوبۀ شورای عالی انقلاب فرهنگی به سرانجام رسید و روز پرچم در تقویم گنجانیده شد.
اکنون ازجمله نکات مهم آن است که به مصوبات پیشین که با دقت و ظرافت تدوین شده، عمل شود و حتی در مناسبتهای عزای ملی و مانند آن پرچم فرود نیاید و بهصورت نیمهافراشته باشد.
نکتۀ دیگر آنکه سیر مکاتبات و فعالیتها دربارۀ تصویب روز پرچم، که قریب دو دهه به طول انجامید، حاکی از آن است که در این قضیه، همۀ جناحهای سیاسی و فرهنگی و مذهبی شرکت داشتند و روز ملی پرچم بهواقع حاکی از اتحاد میان ایرانیان در دفاع از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی است. پیشترها در کتابهای درسی این موضوع جایگاهی داشت و در ذیل شعر آقای عباس یمینیشریف «ما گلهای خندانیم، فرزندان ایرانیم»، تصویر پرچمی با نقاشی آقای پرویز کلانتری به چشم میخورد. حیف آن نقاشی و شعر که فرزندان امروز ایران از آن محرومند.
همچنین شایسته است از «هیروشیمای میناب»، اثر هنرمندانۀ جلیل رسولی، نیز یاد کرد که با عدد ۱۶۸ در میانۀ پرچم، نام شهدای دانشآموز مدرسۀ شجرۀ طیبۀ میناب، آن فرزندان عزیز ایران، را جاودانه کرده است.
در پایان، بایستی از ارتش جمهوری اسلامی ایران سپاس ویژه داشت که در تمامی این سالها و با همۀ فرازوفرودها هیچگاه از پرچم کشورمان غافل نمانده و آیین برافراشتن پرچم را در صبحگاههای خود فرو نگذاشته است.
نخستین روز مهر، روز ملی پرچم گرامی باد.
پژوهشگر فرهنگی، وزیر اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و قائممقام رئیس مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی
نویسنده:
منبع: ایرنا
