اما جنگ هشتساله برای ایران فقط یک نبرد نظامی نبود؛ به یک مدرسه بزرگ برای شناخت ضعفها، ساختن توانمندیهای بومی و تغییر نگاه به مفهوم دفاع تبدیل شد.
۴۶ سال بعد از آغاز جنگ ایران و عراق، اگر مسیر توان دفاعی ایران را از آن روزها تا امروز دنبال کنیم، با یک تغییر تدریجی اما عمیق مواجه میشویم. ایران از نیرویی که برای حفظ و بهکارگیری بسیاری از تجهیزات خود به قطعات و پشتیبانی خارجی نیاز داشت، به کشوری تبدیل شده که بخش مهمی از توان موشکی، پهپادی، پدافندی، دریایی و تجهیزات نظامی خود را در داخل میسازد.
ایران در برخی حوزهها مانند موشک و پهپاد، ایران ظرفیت قابل توجهی ایجاد کرده است اما نقطه اصلی تحول، تغییر مدل دفاعی ایران در چهار دهه گذشته است.
جنگی که مسیر دفاعی را تغییر داد
در سالهای نخست جنگ، نیروی هوایی ایران از ناوگانی برخوردار بود که بخش مهمی از آن پیش از انقلاب خریداری شده بود اما تحریم و قطع روابط با تامینکنندگان خارجی، دسترسی به قطعات، تعمیرات و مهمات را دشوار میکرد.
در همان سالها، جنگ شهرها و حملات موشکی عراق، یک واقعیت مهم را برای تهران روشن کرد. اینکه اگر قرار باشد بازدارندگی فقط بر هواپیماهای سرنشیندار و تجهیزات وارداتی متکی باشد، در شرایط تحریم و جنگ طولانیمدت، آسیبپذیری بالا خواهد بود.
اینجا بود که موشک، از یک نیاز اضطراری جنگی، به یکی از پایههای اصلی راهبرد دفاعی ایران تبدیل شد. همین تجربه بعدها به توسعه تدریجی ظرفیت داخلی موشکی انجامید.
در واقع، یکی از مهمترین میراثهای جنگ ۸ ساله برای ساختار دفاعی ایران، نیاز به داشتن سلاحی که تولید، نگهداری و استفاده از آن وابسته به تصمیم کشور دیگری نباشد بود.
با پایان جنگ در سال ۱۳۶۷، مسئله دفاع برای ایران تمام نشد و اتفاقا مرحله تازهای آغاز شد. تجربه جنگ، تحریم تسلیحاتی و محدودیت دسترسی به فناوریهای پیشرفته، سیاستگذاران نظامی را به سمت توسعه صنایع دفاعی داخلی سوق داد. در دهههای بعد، این رویکرد فقط به تولید قطعه یا تعمیر تجهیزات موجود محدود نماند. موشکهای بالستیک و کروز، شناورهای نظامی، سامانههای راداری، پدافند هوایی و بعدها پهپادها، به تدریج وارد چرخه طراحی و تولید داخلی شدند.
گزارشهای تحلیلی درباره برنامه موشکی ایران نشان میدهند که تهران در طول دهههای پس از جنگ، علاوه بر توسعه برد موشکها، روی افزایش دقت و تنوع آنها نیز سرمایهگذاری کرده است.
این مسیر یک پیام روشن داشت و آن این بود که اگر دسترسی به سلاحهای پیشرفته خارجی محدود شود، راهبرد جایگزین، ساخت ظرفیت داخلی است.
پهپاد؛ یک انتخاب از دل محدودیت
داستان پهپادها نیز تا حد زیادی به همان تجربه جنگ برمیگردد. پهپادها در آن مقطع میتوانستند بخشی از ماموریتهای شناسایی یا حمله را با هزینه و ریسک پایینتر نسبت به هواپیماهای سرنشیندار انجام دهند.
این فناوری طی دهههای بعد از پهپادهای شناسایی تا پهپادهای رزمی و مهمات سرگردان توسعه پیدا کرد در سالهای اخیر، پهپاد به یکی از شناختهشدهترین بخشهای توان نظامی ایران تبدیل شده است.
اهمیت پهپاد البته فقط در خود پرنده نیست. جنگهای جدید نشان دادهاند که تولید انبوه، قیمت پایینتر، امکان پرتاب در تعداد بالا و ترکیب پهپاد با موشک و سامانههای شناسایی میتواند معادله دفاع هوایی را پیچیده کند .تحلیل مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی در سال ۲۰۲۶ نیز در بررسی حمله آمریکا به ایران، پهپاد را دیگر یک ابزار فرعی نمیداند؛ بلکه آن را بخشی از معماری اصلی حملات هوایی توصیف میکند؛ معماری که در کنار موشکهای بالستیک و کروز قرار میگیرد.
اما تحول مهمتر شاید فقط تولید یک موشک یا پهپاد نباشد؛ بلکه حرکت به سمت ایجاد یک شبکه از قابلیتهاست. در جنگ مدرن، یک سلاح به تنهایی تعیینکننده نیست. ماهواره، رادار، سامانه فرماندهی و کنترل، اطلاعات شناسایی، ارتباطات، پرتابگر، جنگ الکترونیک و پدافند هوایی، همه بخشی از زنجیره عملیات هستند و ایران در دهههای گذشته تلاش کرده این زنجیره را تا حد امکان در داخل توسعه دهد.
در بخش پدافند هوایی نیز مسیر از سامانههای قدیمی و وابستگی بیشتر به تجهیزات خارجی، به سمت توسعه رادارها و سامانههای بومی حرکت کرده است.
دریا نیز در این سالها به یکی از حوزههای مهم توسعه توان دفاعی ایران تبدیل شده است. جغرافیای ایران و قرار گرفتن در کنار خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز، اهمیت نیروی دریایی را دوچندان میکند.
در این بخش، ایران بهجای تلاش برای رقابت کلاسیک ناو به ناو با قدرتهای بزرگ دریایی، بیشتر به سمت استفاده از شناورهای سبکتر، موشکهای ضدکشتی، مین، زیردریاییهای کوچک و تاکتیکهای نامتقارن حرکت کرده است.
این مدل با همان فلسفه استفاده از نقاط قوت داخلی برای افزایش هزینه و پیچیدگی عملیات برای طرف مقابل، هماهنگ است که از دوران جنگ شکل گرفت.
به همین دلیل، مفهوم جنگ نامتقارن در ادبیات نظامی ایران جایگاه ویژهای پیدا کرد. موسسه صلح آمریکا نیز دکترین نظامی ایران را متاثر از تجربه جنگ ایران و عراق و تلاش برای مقابله با دشمنانی با برتری تکنولوژیک توصیف کرده است.
جنگهای جدید؛ آزمون واقعی توان دفاعی
اما آنچه در سال گذشته رخ داد، آزمونی متفاوت بود. درگیری مستقیم با اسرائیل در خرداد و سپس حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در اسفند، برای نخستین بار در مقیاسی بزرگ، بخشهایی از توان موشکی، پهپادی و پدافندی ایران را در برابر یکی از پیشرفتهترین شبکههای هوایی و دفاع موشکی جهان قرار داد.
در جنگ ۱۲ روزه، حملات موشکی ایران به اسرائیل نشان داد که حتی با وجود سامانههای چندلایه دفاعی، پرتاب تعداد زیادی موشک میتواند فشار قابل توجهی بر شبکه دفاعی ایجاد کند.
در جنگ رمضان، ابعاد درگیری بسیار گستردهتر شد. ارزیابیهای مستقل درباره این جنگ، از توانایی ایران برای ادامه حملات موشکی و پهپادی سخن گفتهاند.
این جنگ یک نکته مهم را روشن کرد. قدرت نظامی امروز فقط به داشتن سلاح وابسته نیست؛ توان تولید مجدد، پراکندگی تجهیزات، حفظ زنجیره فرماندهی، تامین مهمات و توان ادامه جنگ نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
بر این اساس، یکی از موضوعاتی که در ارزیابیهای خارجی درباره توان ایران تکرار میشود، حجم و تنوع موشکهای آن است.
این توان طی یک شب ساخته نشده است. ریشه آن را باید در همان سالهای جنگ ایران و عراق جستوجو کرد؛ زمانی که ایران برای پاسخ به حملات موشکی عراق، ناچار شد به دنبال خرید موشک برود و سپس در دهههای بعد، مسیر بومیسازی را دنبال کند.
به بیان سادهتر، موشکی که امروز در محاسبات امنیتی منطقه بهعنوان یک ابزار راهبردی شناخته میشود، از دل یک نیاز کاملا عملیاتی در جنگ هشتساله بیرون آمد.
۴۶ سال بعد؛ از نیاز به خرید تا توان ساخت
شاید مهمترین تغییر در این ۴۶ سال، تغییر خود مفهوم جنگ باشد. در سال ۱۳۵۹، میدان اصلی نبرد، زمین و آسمان بود؛ تانک، توپخانه، هواپیما و نیروی انسانی نقش اصلی را داشتند.
امروز میدان جنگ بسیار پیچیدهتر شده است. موشکهای دقیق، پهپادهای ارزان، ماهواره، جنگ الکترونیک، سایبر، اطلاعات، پدافند چندلایه و حملات دورایستا در کنار نیروهای زمینی، دریایی و هوایی قرار گرفتهاند.
ایران نیز در همین مسیر تغییر کرده است. توان دفاعی امروز کشور را نمیتوان فقط با ارتش یا سپاه یا یک سامانه خاص تعریف کرد. ساختار دفاعی ایران ترکیبی از ارتش، سپاه، نیروهای پدافندی، صنایع دفاعی، مراکز تحقیقاتی و مجموعهای از ظرفیتهای تولیدی و فناورانه است که طی چند دهه توسعه پیدا کردهاند.
این تغییر، محصول یک تصمیم یکباره نیست؛ حاصل تجربه جنگ، تحریم، تهدیدهای منطقهای و تلاش برای کاهش وابستگی خارجی است.
چهار دهه و نیم پس از آغاز جنگ عراق علیه ایران، شاید بتوان مسیر تحول توان دفاعی ایران را در چند کلمه خلاصه کرد. اینکه جنگ، نیاز را ساخت؛ تحریم، وابستگی را پرهزینه کرد؛ صنعت دفاعی، مسیر بومیسازی را گسترش داد و جنگهای جدید، این توانمندیها را وارد آزمون واقعی کردند.
در سالهای جنگ ایران و عراق، مسئله اصلی این بود که کشور چگونه تجهیزات مورد نیازش را تامین کند اما بعد از جنگ، سوال تغییر کرد و به این رسید که چگونه همان تجهیزات را خودش با دقت بالا بسازد؟
و امروز سوال مهمتر این است که چگونه در برابر جنگی که همزمان در زمین، هوا، دریا، فضای اطلاعاتی و سایبری جریان دارد، یک ساختار دفاعی تابآور ایجاد کند؟ این همان تفاوتی است که فاصله سال ۱۳۵۹ تا امروز را ترسیم میکند.
اگر بخواهیم داستان ۴۶ سال گذشته را در یک جمله روایت کنیم، شاید این باشد که جنگ برای ایران فقط یک خاطره تاریخی نبود؛ به نقطه شروع ساختن مدلی از قدرت دفاعی تبدیل شد که امروز، از موشک و پهپاد تا پدافند و توان دریایی، بخش مهمی از محاسبات امنیتی منطقه را تحت تاثیر قرار میدهد.
نویسنده:
منبع: ایرنا
