دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، روز سهشنبه در پاسخ به خبرنگاران گفت: «آنها وضعیت خیلی بدی دارند، به زودی تسلیم خواهند شد.» چند روز قبل از آن هم ترامپ گفتهبود که «آنها خیلی بد دارند میبازند.»
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا هم گفتهبود: «ایران در چیزی قرار دارد که من آن را آروارههای مرگ اقتصادی مینامم.» این وزیر آمریکایی در جلسه استماع کنگره نیز گفتهبود: «آمریکا دیگر تهدید ایران را مدیریت نمیکند؛ ما در حال پایان دادن به آن هستیم.»
اما این اظهارات مقامهای آمریکایی در مورد پیروزی در جنگ با ایران از طریق فشار اقتصادی و محاصره دریایی و هوایی با تردید تحلیلگران و کارشناسان مواجه شدهاست.
فشار هدف نیست، وسیله است
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) معتقد است که صرف وارد کردن فشار یک ابزار است و نه یک هدف. او در یادداشتی تحلیلی در شبکه اجتماعی ایکس مینویسد: «بیتردید فشارهای ایالات متحده بر ایران از این منظر که هزینههای اقتصادی شدیدتر و فلجکنندهتری تحمیل میکند کارایی داشته است. اما این موفقیت تاکتیکی به هیچ وجه به معنای دستیابی به هدف استراتژیک نیست.»
این تحلیلگر اسرائیلی معتقد است: «اثربخشی محاصره فعلی را نباید اساساً با سنجههایی چون شمار بشکهها، ارقام دلاری، نرخ تورم یا میزان خسارتهای مالی سنجید. این شاخصها صرفاً نشان میدهند که واشنگتن چه میزان درد اقتصادی به طرف مقابل تحمیل کرده است.»
وی تأکید کرد: «اما این دادههای آماری هرگز مشخص نمیکنند که آیا این درد به نتیجه سیاسی مطلوب و تعیینشده منجر شده است یا خیر.» این تحلیلگر ارشد موسسه امنیت ملی اسرائیل در پایان تصریح کرد که فشار صرفاً یک ابزار است، نه یک استراتژی جامع.
ایران توان جذب ضربات اقتصادی را دارد
ویلیام گالستون، پژوهشگر ارشد اندیشکده بروکینگز نیز معتقد است که هیچ نشانهای مبنی بر تسلیم ایران در مقابل فشارهای اقتصادی وجود ندارد. او در یادداشتی تحلیلی برای روزنامه «والاستریت ژورنال» نوشت: «اگرچه با اسکورت نفتکشها صادرات نفت سعودی افزایش یافته و محاصره دریایی آمریکا فشارهای سنگینی بر اقتصاد ایران تحمیل کرده است، اما هیچ نشانهای مبنی بر تسلیم حاکمیت تهران دیده نمیشود. ساختار حاکم بر ایران در طول دههها نشان داده است که توانایی جذب این ضربات و مهار شرایط را دارد.»
گالستون با اشاره به برآوردهای تحلیلگران دیگر مینویسد: «در چنین وضعیتی، همانگونه که ریچارد هاس و کارولین کیسان نیز تحلیل کردهاند، واشنگتن در نهایت ناگزیر خواهد بود پای میز مذاکره بازگردد و برای پایان دادن به تهدیدها علیه متحدان و شریانهای انرژی، شروطی را بپذیرد که موقعیت ایالات متحده را در مقایسه با دوره پیش از آغاز جنگ توسط دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در جایگاهی به مراتب ضعیفتر قرار میدهد.»
پژوهشگر اندیشکده بروکینگز در پایان پیشبینی میکند این نبرد، سومین ماجراجویی فاجعهبار نظامی آمریکا در خاورمیانه طی ربع قرن اخیر است و به احتمال فراوان آخرین آن خواهد بود.
محاصره صرفا رنج مردم را بیشتر میکند
جیمز جفری، دیپلمات پیشین آمریکا و پژوهشگر اندیشکده مؤسسه واشنگتن برای سیاستگذاری خاور نزدیک هم در یادداشتی برای نشریه فارن افرز مینویسد: «رهبری ایران که تابآوردن در برابر سختیها را در جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ آموخته است، بعید است که با تهاجم بیشتر تسلیم یا مرعوب شود... یک تهاجم جدید حتی تهاجمیتر میتواند زیرساختها را از بین ببرد، اما چنین تهاجمی نمیتواند تضمین کند که تهران شروط آمریکا را بپذیرد.»
هادی کحالزاده، پژوهشگر دانشگاه برندایس در یادداشتی برای اندیشکده کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه توضیح میدهد: «راهبرد محاصره بعید است اهداف مورد نظر ایالات متحده یعنی تغییر رژیم یا مهار هستهای را محقق کند... از دیدگاه تهران تسلیم شدن تحت فشار و اجبار، به استراتژی تغییر رژیم اعتبار میدهد، مشروعیت داخلی را مستهلک میکند و زمینهساز فشارهای بیشتر میشود.»
کحالزاده معتقد است: «طولانیتر کردن سختیها برای مردم ایران موفق به سرنگونی رهبران ایران یا پیشبرد اهداف ایالات متحده نخواهد شد؛ چرا که نظام سیاسی حاکم بر ایران مهارت خود را در جذب هزینههای فشار غرب، سازگار کردن اقتصادش و حفظ اهرم هستهای ثابت کرده است. فرضیه فروپاشی سریع از طریق "فشار حداکثری" با این سازگاریها کند و بیاثر شده است... بهجای تحمیل تسلیم یا فروپاشی، این کارزار صرفاً رنجها را طولانیتر میکند، طبقه متوسط را تضعیف میکند و تابآوری اقتدارگرایانه را تقویت مینماید.»
هر چه محاصره طولانیتر شود، موفقیت برای آمریکا هم دور از دسترستر میشود
سیدارت کاوشال و دن مارکز ، پژوهشگران اندیشکده موسسه خدمات متحد سلطنتی (RUSI) نیز در یادداشتی مینویسند: «حتی محاصره نزدیکتر بنادر نیز تسلیم رژیم ایران را تضمین نخواهد کرد. بر عکس هرچه این بنبست طولانیتر شود و قیمتها را بالا ببرد، متحدان را دچار اختلال و ظرفیت نیروی دریایی آمریکا را مصرف کند، تبدیل مزیت عملیاتی به موفقیت راهبردی دشوارتر میشود.»
این دو پژوهشگر توضیح میدهند: «از دست رفتن ارز و ورودیهای صنعتی، به طور خودکار موجب فروپاشی حکومت نخواهد شد... نظامهای سیاسی در بدترین حالت فشار اقتصادی و کمبود میتوانند وفاداران اصلی خود را از طریق پرداختها به ارز محلی و دسترسی ممتاز به کالاهای کمیاب حفظ کنند.»
علی واعظ، پژوهشگر اندیشکده گروه بینالمللی بحران نیز در یادداشتی برای نشریه فارن افرز مینویسد: «واشنگتن تلاش کرده است با محاصره سواحل جنوبی و بمبارانهای پیاپی، دسترسی ایران به بازارهای بینالمللی را قطع کند، اما مسیرهای زمینی و دریای خزر مانع از انسداد کامل کشور میشوند و چین و روسیه نیز به تامین کالا و اطلاعات نظامی پرداختهاند. اگرچه فشارهای اقتصادی واقعی است، اما دولت به جای کاهش هزینههای نظامی و امنیتی، فشارها را با کاستن از یارانهها خنثی میکند؛ وضعیتی که اگرچه برای مردم به شدت دشوار و طاقتفرساست، اما برای بقای ساختار حاکمیت کاملاً قابلتحمل است، چرا که حکومت تنها نیازمند حفاظت از نهادهای تضمینکننده بقای خویش است.»
واعظ مینویسد: «تاریخ نیز گواهی میدهد که در دوران جنگ تحمیلی هشتساله با عراق، فشارهای سنگین اقتصادی و صدها هزار کشته نتوانست تهران را وادار به تسلیم کند و رهبران کشور نبرد کنونی را نیز نبردی موجودیتی میدانند که تسلیم در آن جایی ندارد.»
نویسنده:
منبع: ایرنا
