سخنان اخیر شنبه شب محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی، در گفتوگو با الجزیره تصویری از همین تغییر رویکرد ارائه میدهد؛ رویکردی که پیام اصلی آن این است که تهران برای جنگ آماده است، اما مسیر پایان جنگ را نیز میبیند. زیرا جنگ زمانی تمام نمیشود که فقط صدای سلاحها قطع شود؛ گاهی پایان یک جنگ، آغاز بازتعریف قواعدی است که قرار است از جنگ بعدی جلوگیری کند. آنچه در مواضع اخیر محسن رضایی دیده میشود، بیش از آنکه تکرار معادلات نظامی باشد، تلاش برای ترسیم همین قواعد جدید است؛ قواعدی که از میدان نظامی تا میز مذاکره و از خلیج فارس تا مناسبات اقتصادی منطقه امتداد دارد.
دبیر شورای عالی امنیت ملی از یک سو تاکید میکند که ایران برای یک جنگ سرنوشتساز آماده است و از سوی دیگر شروط تهران برای پایان درگیری را تشریح میکند. او میگوید این شروط از طریق میانجی قطری به واشنگتن منتقل شده و ایران منتظر پاسخ آمریکا است. پایان جنگ در همه جبههها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و پایان محاصره دریایی، محورهای اصلی این شروط اعلام شدهاند.
این دو گزاره در کنار هم، شاید مهمترین بخش پیام تهران را تشکیل دهند. اینکه ایران آمادگی برای مقابله دارد و در کنار آن تعریف مسیر پایان مقابله را نیز ترسیم کرده است.
تجربه جنگ، مبنای تغییر راهبرد
رضایی در این مسیر، یک نقطه عطف را خروج آمریکا از تفاهم برجام میداند. به گفته او، تهران پس از این اتفاق به این نتیجه رسید که باید استراتژی خود را در قبال واشنگتن تغییر دهد. این تغییر فقط به میدان نظامی محدود نشد و رضایی از تغییر در سه حوزه جنگ، مذاکره و مقابله با تحریم اقتصادی سخن گفت.
این نگاه نشان میدهد تهران تقابل با آمریکا را دیگر یک رویارویی تکبعدی نمیبیند. در چنین برداشتی، حمله نظامی، محاصره دریایی، فشار مالی، تحریم و مذاکره، قطعات یک پازل واحد هستند و پاسخ ایران نیز باید متناسب با همین چندلایه بودن باشد.
به همین دلیل است که در سخنان رضایی، همزمان با صحبت از موشک و پدافند، درباره داراییهای بلوکهشده، تجارت منطقهای، تردد کشتیها و حتی روابط کشورهای عربی با آمریکا صحبت میشود.
در واقع، پیام این است که اگر میدان تقابل گسترده شده، ابزارهای پاسخ نیز نمیتواند فقط نظامی باشد.
البته یکی از بخشهای برجسته سخنان رضایی، توصیف آمادگی نظامی ایران است. او میگوید تهران امروز نقاط ضعف ارتش آمریکا را بهتر از گذشته میشناسد و برای مقابله با حملات هوایی آمادهتر از دوره جنگ ۴۰ روزه است.
دبیر شورای عالی امنیت ملی از توسعه توان موشکی، جنگ الکترونیک و پدافند هوایی سخن گفت و مدعی شد ایران سرعت موشکهای مافوقصوت خود را افزایش داده است. همچنین از آزمایش یک موشک ضدکشتی در نزدیکی یک ناو هواپیمابر آمریکایی خبر داد. تمرکز جدید برنامهریزی نظامی ایران بر داراییهای دریایی آمریکا از خلیج فارس تا دریای عمان و دریای عرب راهبرد دیگر است.
اما اهمیت این بخش در اعلام یک قابلیت نظامی نیست. پیام اصلی، تغییر محاسبه طرف مقابل است زیرا منطق بازدارندگی از همین نقطه شکل میگیرد. اینکه طرف مقابل باید بداند هر اقدام نظامی، هزینه و پاسخی در پی خواهد داشت و نمیتواند با فرض یکطرفه بودن میدان وارد درگیری شود.
رضایی نیز همین معنا را با صراحت بیشتری بیان میکند؛ اگر جنگ دوباره آغاز شود، پاسخ ایران به گفته او، شدیدتر از گذشته خواهد بود. در این چارچوب، جنگ قبلی برای تهران یک تجربه محسوب میشود؛ تجربهای که قرار است در طراحی پاسخ بعدی مورد استفاده قرار گیرد.
حلقهای که ایران نمیخواهد نادیده بگیرد
اما معادله جدید فقط میان تهران و واشنگتن تعریف نشده است. یکی از پیامهای مهم رضایی خطاب به کشورهای منطقه است؛ کشورهایی که میزبان پایگاهها و نیروهای آمریکایی هستند.
از نگاه او، اگر هواپیماهای آمریکایی از یک پایگاه در یک کشور منطقه برای حمله به ایران استفاده کنند، آن پایگاه دیگر یک تاسیسات متعلق به کشور میزبان نیست، بلکه به بخشی از میدان جنگ تبدیل میشود.
رضایی تاکید کرده که ایران در جنگ قبلی شهرهای عربی یا مراکز متعلق به دولتهای عربی را هدف قرار نداده، بلکه پایگاههایی را هدف گرفته که به گفته او محل برخاستن هواپیماهای مهاجم بودهاند. او در عین حال هشدار داده در صورت وقوع تهدید جدید، این پایگاهها با شدت بیشتری هدف قرار خواهند گرفت.
این بخش از سخنان رضایی را میتوان یکی از صریحترین پیامهای تهران به کشورهای منطقه دانست؛ پیامی که در آن، امنیت منطقهای از امنیت نیروهای خارجی جدا میشود.
به بیان دیگر، تهران میگوید کشورهای منطقه میتوانند در صورت وقوع درگیری، بخشی از مساله باشند یا بخشی از راهحل. راهحل پیشنهادی رضایی نیز روشن است: جلوگیری از استفاده نیروهای آمریکایی از خاک و پایگاههای کشورهای منطقه علیه ایران.
خلیج فارس؛ امنیت درون منطقهای
از همین جا، بحث رضایی درباره آینده منطقه شکل دیگری پیدا میکند. او به جای اینکه حضور قدرتهای خارجی را ضامن امنیت خلیج فارس بداند، از ضرورت شکلگیری ترتیبات امنیتی و اقتصادی میان کشورهای منطقه سخن میگوید.
این بخش از مواضع رضایی، در واقع روی دیگر همان پیام نظامی است. تهران از یک طرف نسبت به استفاده از پایگاههای منطقه برای حمله به ایران هشدار میدهد و از طرف دیگر میگوید امنیت منطقه باید توسط کشورهای همین منطقه تامین شود.
او از همکاری اقتصادی، سرمایهگذاری مشترک، بازار مشترک و حتی حرکت به سمت سازوکارهای پولی مشترک میان کشورهای منطقه سخن گفته است. چنین پیشنهادی در نگاه رضایی، یک ایده اقتصادی نیست بلکه بخشی از معماری امنیتی مورد نظر ایران است.
هرچه وابستگی کشورهای منطقه به یکدیگر بیشتر شود، هزینه ورود بازیگران خارجی به معادلات منطقه نیز افزایش خواهد یافت. در این میان، اقتصاد نیز از نگاه رضایی به بخشی از میدان نبرد تبدیل شده است. او معتقد است آمریکا پس از تجربه فشار نظامی و محاصره دریایی، اکنون به دنبال محدود کردن روابط مالی و تجاری ایران با کشورهای منطقه است.
دبیر شورای عالی امنیت ملی از رویکرد اقدام متقابل سخن میگوید؛ یعنی اگر آمریکا اقتصاد ایران را هدف قرار دهد، منافع اقتصادی آمریکا نیز در منطقه میتواند در معرض پاسخ قرار گیرد.
او حتی درباره کشورهایی که در اجرای فشار اقتصادی علیه ایران با آمریکا همکاری کنند، هشدار داده و از احتمال اعمال محدودیت بر فعالیت برخی کشتیها و روابط تجاری آنها در منطقه سخن گفته است.
این بخش از مواضع دبیر شورای عالی امنیت ملی نشان میدهد که تهران تلاش دارد مفهوم بازدارندگی را از حوزه موشکی به حوزه اقتصادی نیز گسترش دهد. در چنین چارچوبی، تحریم یک ابزار فشار اقتصادی نیست بلکه اقدامی تلقی میشود که میتواند پاسخ متقابل داشته باشد.
مذاکره نقطه شروع نیست
شاید مهمترین تغییر در راهبرد اعلامشده تهران، به میز مذاکره مربوط باشد. در رویکردی که رضایی تشریح میکند، ایران دیگر حاضر نیست مذاکره را بر پایه وعدههای سیاسی طرف مقابل پیش ببرد.
تجربه خروج آمریکا از تفاهم قبلی، به گفته او، باعث شده تهران قواعد جدیدی شامل اقدام و سپس مذاکره برای مذاکره تعریف کند. رضایی میگوید آمریکا باید ابتدا شروط ایران را اجرا کند و پس از آن گفتوگو انجام شود. در این چارچوب، مذاکره دیگر جایگزین قدرت بازدارندگی نیست بلکه مذاکره در کنار آن قرار گرفته است.
تهران از یک سو میگوید آماده جنگ است و از سوی دیگر مسیر مشخصی برای پایان جنگ ارائه میدهد. این همان نقطهای است که تفاوت رویکرد جدید با دورههای قبلی خود را نشان میدهد. شروطی که رضایی اعلام کرده نیز در همین چارچوب قرار میگیرند. پایان جنگ در همه جبههها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و پایان محاصره دریایی. او تاکید کرده این شروط از طریق میانجی قطری به واشنگتن منتقل شده و تهران منتظر پاسخ ترامپ است.
در کنار میدان نظامی و اقتصادی، پرونده هستهای نیز در این معادله قرار گرفته است. رضایی از احتمال بازنگری در عضویت ایران در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای سخن گفته، اما همزمان تاکید کرده که تاکنون تصمیمی برای خروج از NPT گرفته نشده است.
او همچنین گفت موضع اعلامشده ایران درباره دکترین هستهای تغییر نکرده است اما آینده این موضوع را به رفتار آمریکا مرتبط دانست. این موضع را میتوان بخشی از همان راهبرد فشار متقابل دانست؛ یعنی تهران تلاش میکند به طرف مقابل نشان دهد تصمیمهای آینده ایران درباره پرونده هستهای نیز میتواند تحت تاثیر رفتار واشنگتن قرار گیرد. در نتیجه، پرونده هستهای از یک موضوع فنی و حقوقی خارج شده و در سخنان مقام ارشد امنیتی ایران، در کنار مجموعهای از متغیرهای امنیتی و سیاسی قرار گرفته است.
یمن و بابالمندب؛ تهران چه میگوید؟
رضایی در بخش دیگری از گفتوگو تلاش میکند مرز میان سیاست ایران و تحولات یمن را ترسیم کند. او از پایان جنگ عربستان و یمن استقبال کرده و گفته ایران در صورت درخواست طرفین، برای کمک به صلح آماده است اما همزمان تاکید کرده که تهران نمیخواهد جای طرفهای درگیر مذاکره کند.
در مورد بابالمندب نیز رضایی نسبت دادن تحولات این آبراه به ایران را رد کرده و مسئله را در چارچوب گستردهتر بحران منطقهای قرار داده است. این بخش از سخنان او در کنار پیشنهاد همکاری منطقهای، نشان میدهد تهران تلاش دارد روایت خود از تحولات منطقه را از یک تقابل دوجانبه ایران و آمریکا فراتر ببرد؛ روایتی که در آن، جنگ غزه، تحولات لبنان و سوریه، یمن، خلیج فارس و حتی جنگ روسیه و اوکراین در یک تصویر بزرگتر از بیثباتی بینالمللی قرار میگیرند.
در نهایت، بخش مهمی از پیام رضایی نه خطاب به آمریکا، بلکه خطاب به کشورهای منطقه است. او معتقد است کشورهای عربی نباید امنیت خود را به حضور آمریکا گره بزنند و باید به سمت همکاری مستقیم با همسایگان خود حرکت کنند.
در نگاه او، ایران و کشورهای عربی، صرفنظر از اختلافات سیاسی، همسایگانی هستند که ناگزیر از زندگی در کنار یکدیگرند بنابراین آینده منطقه را نمیتوان برای همیشه به تصمیم قدرتهای خارج از منطقه سپرد.
از این منظر، پیام رضایی دو سویه دارد. از یک سو به آمریکا، پیام آمادگی برای مقابله میدهد و از سوی دیگر همسایگان را دعوت به فاصله گرفتن از میدان تقابل میکند.
این دو پیام در ظاهر متفاوتاند، اما یک هدف مشترک که همان تغییر محاسبات طرف مقابل است، دارند.
پایان جنگ؛ نه از مسیر تسلیم، از مسیر توافق
آنچه از مجموع اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی میتوان دریافت، این است که تهران خود را در نقطهای نمیبیند که میان جنگ و مذاکره مجبور به انتخاب یکی باشد. رضایی همزمان از آمادگی نظامی، توسعه توان دفاعی، پاسخ متقابل اقتصادی و آمادگی برای یک جنگ جدید سخن میگوید و در همان گفتوگو از شروط مشخص برای پایان جنگ و بازگشت به مسیر مذاکره پرده برمیدارد.
این همان تصویری است که سخنان اخیر او را از یک مصاحبه نظامی جدا میکند. مسئله فقط این نیست که ایران در صورت حمله چه خواهد کرد؛ مسئله این است که تهران میخواهد قواعد بازی پس از تجربه جنگ تغییر کند.
در این روایت، ایران دیگر نمیخواهد مذاکره را بدون تضمینهای عملی دنبال کند، فشار اقتصادی را بدون پاسخ بپذیرد یا حضور نظامی آمریکا در منطقه را یک متغیر جدا از امنیت خود بداند.
رضایی بر یک عنصر دیگر نیز تاکید میکند: مردم.
از نگاه او، توان دفاعی ایران مجموعهای از موشکها و سامانههای نظامی نیست و پشتوانه اصلی آن جامعهای است که در برابر فشار خارجی ایستادگی میکند. به همین دلیل، وقتی از آمادگی ایران برای جنگ سخن میگوید، منظورش فقط آمادگی نیروهای مسلح نیست؛ بلکه مجموعهای از توانمندیهای نظامی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را در نظر دارد.
در چنین شرایطی، پیام تهران را میتوان در یک جمله خلاصه کرد. ایران جنگ را انتخاب نمیکند اما اگر جنگ تحمیل شود، خود را برای پاسخ آماده میداند و اگر قرار باشد جنگ پایان یابد، این پایان از نگاه تهران باید با تغییر شرایط و تضمینهای مشخص همراه باشد.
به این ترتیب، سخنان محسن رضایی را باید بیش از یک هشدار نظامی، تشریح یک معادله جدید دانست؛ معادلهای که در آن میدان نبرد، میز مذاکره، اقتصاد و مناسبات منطقهای دیگر از یکدیگر جدا نیستند.
نویسنده:
منبع: ایرنا
