دستیار اجتماعی رئیسجمهور با هشدار نسبت به پارادوکس ستایش و حمایت، وضعیت قهرمانان پس از دوران حرفهای را خط سیر سقوط نامید و گفت: برای جلوگیری از بیگانگی اجتماعی ورزشکاران و حفظ این سرمایهها باید نگاه جامعه از ستایش لحظهای به سمت مربیگری اجتماعی و آموزش مهارتهای تطبیقی برای بازگشت به زندگی فعال تغییر کند.
وی با تأکید بر اینکه جامعه ما در دام ستایش لحظهای قهرمانان گرفتار شده است، اظهار کرد: ما ورزشکاران را در اوج پیروزی میستاییم اما فرهنگ حمایت را در ساختار خود نهادینه نکردهایم. این پارادوکس، قهرمان را پس از دوران افول جسمانی، با بحران دیده نشدن و احساس بیخاصیت شدن مواجه میکند.
ربیعی با اشاره به مفهوم بیگانگی اجتماعی این وضعیت را به شرایط کافکایی تشبیه کرد که در آن فرد تاریخمصرفگذشته، توسط نظام اجتماعی طرد میشود.
«شرایط کافکایی» اصطلاحی برگرفته از آثار فرانتس کافکا، نویسنده مشهور چک است جایی که انسان ناگهان به موجودی طردشده تبدیل میشود و تنهایی، بیگانگی و بیارزشی را تجربه میکند.ضرورت مربیگری اجتماعی فراتر از قهرمانی
دستیار اجتماعی رئیسجمهور راهکار عملیاتی برای جلوگیری از این بحران را مربیگری اجتماعی دانست و گفت: قهرمانان نباید پس از پایان دوران حرفهای رها شوند. در واقع مربیگری اجتماعی، فرآیندی است که به این افراد مهارتهای تطبیق با جامعه را میآموزد تا آنان به جای گرفتار شدن در انزوا، به عنوان سرمایههای اجتماعی و کوچهای دائمی در جامعه حفظ شوند.
ربیعی با ترسیم خط سیر سقوط نسبت به وضعیت برخی مراکز ترک اعتیاد هشدار داد و با تفکیک دقیق مراکز گفت: ما باید میان کمپهای غیرقانونی و مراکز قانونی تفکیک قائل شویم. مراکز غیرقانونی که فاقد تابلو و نظارت هستند به بستری برای خشونت و آسیبدیدگی تبدیل شدهاند و برخورد با آنها نیازمند نظارت سختگیرانه است.
وی افزود: در مقابل کمپهای ماده ۱۶ قرار دارند که با نظارت دستگاههای دولتی نظیر شهرداری، سازمان بهزیستی و نیروی انتظامی اداره میشوند و دارای برنامههای مشخص برای بازتوانی و بازگشت به جامعه هستند.
دستیار اجتماعی رئیسجمهور تأکید کرد: لزوماً فقر مالی عامل سقوط نیست بلکه نبود مهارتهای اجتماعی، فرد را در مسیری قرار میدهد که از اعتیادهای تفننی به سمت اعتیادهای عمیق و طرد اجتماعی سوق مییابد.غربالگری در مدارس، سنگر اول است
در بخش دیگری از این تحلیل، دستیار اجتماعی رئیسجمهور با اشاره به ضرورت حرکت از درمان به سمت پیشگیری بر اهمیت همکاری میانبخشی تأکید کرد و گفت: امروز سلامت روان به یک اولویت استراتژیک تبدیل شده و همکاری چهار دستگاه اصلی وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، وزارت ورزش و آموزش و پرورش در دستور کار است.
وی با تأکید بر اهمیت غربالگری مدارس افزود: نظام مشاوره آموزش و پرورش در حال حاضر با غربالگری دانشآموزان، گروههای پرخطر را شناسایی کرده و برای مداخلات حمایتی معرفی میکند. این غربالگریها، اولین سنگر دفاعی ما برای پیشگیری از سقوطهای اخلاقی و رفتاری در آینده است. شاید در برههای مدیران به دلایل مدیریتی آمار دقیقی منتشر نکرده باشند اما اکنون زیرساختهای شناسایی و مشاوره رایگان فعالتر از گذشته شکل گرفتهاند تا از بروز آسیبهای عمیق اجتماعی پیشگیری شود.
ربیعی با تأکید بر اینکه مدیریت بحران بدون پیشگیری ساختاری ابتر میماند، تصریح کرد: برای جلوگیری از سقوط قهرمانان نیازمند بازنگری در نگاه جامعه به سرمایههای انسانی هستیم. این گذار از ستایش نمایشی به حمایت پایدار تنها با تقویت نظامهای مشاوره، نظارت بر مراکز غیررسمی و مداخلات زودهنگام در دوران مدرسه محقق خواهد شد.
وی ریشه اعتیاد در میان ورزشکاران بازنشسته را نه صرفاً در تنگناهای مالی بلکه در یک خلاء هویتی عمیق جستوجو میکند. به باور وی ورزشکار حرفهای که سالها با سطح بالایی از آدرنالین، تشویقها و توجه عمومی زیسته است، پس از دوران قهرمانی ناگهان با سکوتی سنگین مواجه میشود، سکوتی که برای بسیاری از آنها حکم یک فروپاشی درونی را دارد. این گذار ناگهانی از مرکز توجه بودن به انزوا فرد را در برابر آسیبهای روانی بسیار شکنندهتر از عموم مردم قرار میدهد، جایی که مواد مخدر نه به عنوان یک انتخاب بلکه به عنوان یک مُسکن کاذب برای فرار از واقعیت فراموششدگی و پر کردن این خلاء عاطفی-روانی برگزیده میشود.
وی تاکید کرد: در این میان، «خط سیر سقوط» زمانی شتاب میگیرد که ورزشکار به دلیل فقدان مهارتهای تطبیقی و عدم آموزش برای بازگشت به زندگی عادی در محیطهای پرخطر و ناامن گرفتار میشود.
ربیعی با هشدار درباره مراکز بینامونشان و کمپهای غیرقانونی خاطر نشان کرد: این محیطها نه تنها کمکی به بازپروری نمیکنند بلکه خود به کانونهای بازتولید خشونت و آسیب بدل شدهاند. در واقع، بسیاری از ورزشکاران آسیبدیده به جای دریافت حمایت در مراکز قانونی «ماده ۱۶» که بر بازتوانی و اشتغال متمرکز هستند در گرداب کمپهای غیرقانونی فرو میروند؛ مراکزی که به دلیل فقدان نظارت، عملاً مسیر بازگشت فرد به اجتماع را مسدود کرده و او را در چرخه معیوب بیگانگی اجتماعی محصور میکنند.
نویسنده:
منبع: ایرنا
